در سرزمین من هیچ کوچهای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی بن بستها، اما فقط زنها را میشناسد در سرزمین من سهم زنها از رودخانه تنها پلهایی است که پشت سر آدمها خراب شدهاند اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست تختهای زایشگاهها، اما پُر از مریم های درد کشیدهای است که هیچ یک، مسیح را آبستن نیستند.....